درد و دل مامی
سلام به دخترم , قشنگ تر از پریا
سلام عشقم الان مثل فرشته ها بعد از کلی بازی و خنده خوابیدی و باز هم من موندم و دل بی تابم , هی چکار کنم ها داره مثل خوره تمام جونم رو میخوره.فقط دلم می خوات از ته دل گریه کنم ,خدایا تو باید کمکم کنی از طرفی یک موقعیت کاری خوب دارم که اگه رد کنم ممکنه دیگه هیچوقت سراغم نیاد و از طرف دیگه قبولش یعنی جدایی نیم روزه از فرشته ایی که خدا بهم هدیه داده.ترنمم ای کاش میدونستم کار درست چی ,دو روزی با هم رفتیم مهد و تازه اونجا دیدم که چقدر به من وابسته شدی و همه اش مراقب بودی که ذره ای ازت دور نشم و حالا من موندم و یک دنیا چه کنم , از همین الام دلم برات تنگ شده وااااااااااااااااااااااااااااااای خدایا کمکم کن یک راه جلوی روم بگذار نکنه نینیم صدمه ببینه ؟ نکنه از لحاظ عاطفی کم بیاره؟ از طرف دیگه خودم هم دارم از یکسره تو خونه بودن کلافه می شم و بد جوری حس پوچی بهم دست داده.خدایــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــا به قلبم بیا , من و نینی خیلی بهت احتیاج داریم .خدایا نکنه در امانتت خیانت کنم , چند شب که اصلا فکر و خیال نگذاشته بخوابم ولی باز هم هیچ نتیجه ای نگرفتم.
فرشته من برات خیلی آرزوهای بزرگ داشتم اما نشد .البته نا شکر نیستم, خدایا به اندازه همه کهکشونت شکر , ولی حد اقل می خوام توی همین موقعیت که هستیم برات بهترین رو رقم بزنم ولی ای کاش می دونستم چطوری؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
عشقم امیدوارم بعد ها که این پست رو می خونی از تصمیم مامان راضی باشی.
میدونم که خدا با ماست .خیلی دوستت دارم عروسکم خیلی خیلی خیلی



درد و دل مامی
